0
Posted in مقالات
خرداد ۵, ۱۳۹۸

خرداد، ماه پویان و حنیف است

دقیقا چهل و هفت سال پیش در همین لحظاتی که شما مشغول مطالعه این متن هستید، خون محمد حنیف‌نژاد (۴ خرداد ۱۳۵۱) و چهار هم‌رزم دیگرش هنوز در زیر خروارها خاک تر و تازه بود. یادش گرامی و باشد که در این ماه بیشتر با او و آموزه‌هایش مانوس باشیم. چرا حنیفِ کبیر برای ما مهم است و به رغم تفاوت ایدئولوژیک او را هم‌ردۀ بنیان‌گذاران شهید چریک فدایی خلق و رهبر و آموزگار خود می‌دانیم؟ چرا دینی در خود نسبت به او احساس می‌کنیم که باید ادا شود و وَفایی که باید به رغم تمام مشکلات پایدار بماند؟

نخستین و سطحی‌ترین واکنشی که نتیجۀ چهار دهه حاکمیت فاشیسم دینی است، بلافاصله حکم طرد و تخطئه حنیف و یارانش را به جرم «مذهبی بودن» صادر می‌کند. این نوع آتئیستها و «کمونیست»ها، روی دیگر و عکس برگردان منطق آخوندی هستند که دنیا را به دو گروه «کافر» و «مومن» تقسیم می‌کنند. این «کمونیست»ها و آخوندها در یک چیز دیگر هم با هم شبیه هستند: در این باور که «کمونیست» یعنی «کمو+ نیست» و «خدا نیست». البته مارکسیست-لنینیست‌ها از بعد فلسفی «خدا ناباور» هستند اما به هیچ وجه «مذهب‌ستیزی» و «مذهبی‌ستیزی» را به ویژگی و هویت اجتماعی خود تبدیل نمی‌کنند. نقد مارکس بر فوئرباخ از همین جا شروع شد: مارکس به ریشه‌های اجتماعی مذهب رجوع می‌کند و محتوا و تنوع عقاید مذهبی را بر اساس آن تحلیل می‌کند. در این دیدگاه، ملاک قضاوت در مورد جریانات مذهبی مانند جریانات غیرمذهبی، موضعی است که در مبارزۀ طبقاتی اتخاذ می‌کنند و به همین خاطر با انواع و اقسام جریانات مذهبی مواجه هستیم که نمی‌توان همۀ آنها را در یک رده قرار داد. در مقطع انقلاب کبیر انگلستان در قرن هفدهم، بسیاری مسیحیون و فرقه‌های مسیحی طرفدار انقلاب بودند اما ماتریالیست «روشن‌اندیش»ی مانند توماس هابز هوادار سرسخت استبداد سلطنتی بود. انگلس در جریان تحلیل جنگ‌های دهقانی آلمان در سده‌های میانه، به ماهیت انقلابی جریانات مسیحی مشارکت‌کننده و از آن جمله توماس مونتسر به روشنی اشاره می‌کند. کائوتسکی و رزا لوکزامبورگ، مسیحیت نخستین را مذهبی انقلابی و حتی نوعی «کمونیسم اولیه» به شمار می‌آوردند. مارکس و لنین انتظار نداشتند که دیگر با جریانات انقلابی مذهبی در دورۀ خود مواجه شوند اما نهضت وسیع «الهیات رهایی‌بخش» در آمریکای لاتین در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی و چهره‌هایی مانند حنیف و یارانش و جریاناتی مانند «فُرقان» در ایران نشان داد که این روند همچنان ادامه دارد. اما «داعیه» و «فرضیه» ما این است که انقلابی که حنیف در تفکر دینی برانگیخت و نتایج آن، به مراتب عمیق‌تر، رادیکال‌تر و گسترده‌تر از الهیات رهایی‌بخش بوده و تنها به دلیل دشمنی‌های سیاسی از نظرها پنهان مانده است. چرا؟

۱. انقلاب فکری حنیف که آن را می‌توان یک رخداد تمام عیار محسوب داشت، تعیین تکلیف با تقسیم‌بندی جامعه و افراد به «مومن و کافر» توسط گفتمان‌های مسلط دینی بود. حنیف قاطعانه اعلام کرد که «مرزبندی اصلی در پهنه‌ی اجتماعی و سیاسی نه از بین باور به خدا و عدم باور به آن بلکه از بین استثمارکننده و استثمارشونده می‌گذرد». اعلام این حکم زیر و رو کننده، به راستی انقلاب و تحول عظیمی در تفکر دینی انجام داد که هنوز از درک تبعات و ابعاد آن ناتوان هستیم.

۲. حنیف در تضاد کامل با جریان غالب مذهبی در ایران و جهان و در اسلام و مسیحیت و …، اعلام کرد مارکسیسم تا آنجا که می‌توان به آن بمثابه یک «علم اجتماعی» و نیز «تجارب انقلابی جهانی» نگریست، مورد تایید و مراجعه ماست. او گفت که ما فلسفۀ خدا نا باورانه مارکسیسم را قبول نداریم اما از بعد علمی و تجربیات انقلابی آن نهایت بهره را می‌بریم.

اعلام این دو حکم حنیف و یارانش را صادقانه و رفیقانه در کنار مارکسیست‌ها و در تضاد کامل با ارتجاع مذهبی قرار داد و آنها بارها و حتی با وجود ضربه خوردن و کشته‌شدن توسط «چپ نمایان» به این «عهد استراتژیک» پایبند ماندند و هزینه‌های بسیاری از این بابت پرداخت کردند. این کاری بود که حتی متفکر ظاهرا رادیکالی مانند علی شریعتی نتوانست به سرانجام برساند و پس از مدت‌ها حرکت متزلزل و مبهم، بیشتر به آخوندها نزدیک شد و مقالاتی در روزنامه کیهان به واسطۀ ساواک بر علیه مارکسیسم نوشت.

۳. سومین دستاورد سترگ، آموزه و الگوی حنیف، اهمیت قائل شدن برای «ایدئولوژی»، «تدوین ایدئولوژی»، خودسازی و ساختن کادرهای محکم و آبدیده بود و این کاری بود که سچفخا از انجام آن به دلایل گوناگون بازماند و از همان جا هم ضربات شدیدی از خائنین خورد اما بدنۀ کادری تربیت‌شده توسط حنیف بعد از نیم قرن به فعالیت منسجم و متشکل و تاثیرگذار خود ادامه می‌دهد. حنیف اعتقاد داشت که در سالیان اولیه کار و فعالیت، هدف اصلی باید «کسب صلاحیت» در حیطه‌های گوناگون شخصیتی، خودسازی، مطالعاتی و … باشد و پس از آن است که می‌توان با اطمینان قدم به عرصۀ مبارزۀ انقلابی گذاشت. کادرهای آبدیدۀ انقلابی، کادرهایی هستند که در این روند «کسب صلاحیت» به ایمانی قوی و درکی شفاف از جهان، خود، زندگی، فلسفۀ حیات و آرمان دست پیدا کرده‌اند و تضادها و مشکلات گوناگون مسیر قادر به در هم شکستن آنها نیست:

«باید به شخصیت حقیقی خود پرداخت و وظیفه خود را مشخص کرد. این وظیفۀ مقدس هر رزمندۀ انقلابی است که بتواند در هر لحظه محل دقیق و حساب‌شدۀ خود را در صفحه مختصات نبرد و میدان مبارزه تعیین کند و درجه صلاحیت و قدرت خود را در قبول مسئولیت‌ها بسنجد و سپس با کلیۀ نیرو و امکانات خود به انجام مسئولیت‌ها بکوشد.»

«در اولین نشست‌ها، محمد آقا تصویر زیبایی از پروسۀ تکامل جهان از ابر اولیه تا انسان برایمان ارائه داد و سپس در ادامه به ارتباط با توده‌های محروم رساند و مسئولیت ما را در یک دستگاه منسجم فکری تبیین کرد.»

بر اساس این آموزه‌ها بود که حنیف و یارانش به یکی از دوبال «جنبش نوین انقلابی» در کنار سازمان چریک‌های فدایی خلق تبدیل شدند و به وحدتی استراتژیک شکل دادند که شکل و نتایج آن در جهان بی‌سابقه بود. اگر این وحدت پایدار می‌ماند و یک بال آن توسط خائنین اکثریتی و توده‌ای نابود نمی‌شد، مطمئنا سرنوشت دیگری برای ایران رقم می‌خورد.

یک خاطره از حنیف:

روزی «محمدآقا» با عده ای گرم صحبت بود و از مبارزه و صبح سپید فردا گفتگو می‌کردند که یکی از حضار پرسید:

«بابا این حکومت میخش را حسابی کوبیده، آمریکا، اروپا و همه قدرت‌های عالم پشت او هستند و اصلا کار و تلاش ما چه فایده و تاثیری می‌تواند داشته باشد؟»

محمد آقا کمی سکوت کرد و سپس انگشتش را به لیوانی که در دست داشت زد. لیوان صدای کوچکی کرد، آن گاه گفت:

علم، فیزیک جدید ثابت می‌کند که حتی همین صدا یعنی برخورد انگشت با لیوان هم تا کهکشان‌ها خواهد رفت، تاثیرش را خواهد گذاشت و گم نخواهد شد.

چطور عمل صالح کسانی که از جور و ستم به ستوه آمده‌اند و برای آزادی خلق و میهنشان بپا خاسته‌اند و از همه چیز دست شسته و مبارزه می‌کنند، بی تاثیر است؟

این صدا گم نخواهد شد.

*اشاره حنیف احتمالا به «تئوری آشوب» در پژوهش‌های علمی بود که در این جمله معروف خلاصه می‌شود:

«بال زدن یک پروانه در استرالیا می‌تواند به بروز طوفان در آمریکا بیانجامد.»

Tagged with: ,

Comments & Reviews

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*