0
Posted in هرس
دسامبر 21, 2020

عارضه «آمدنیوز»

روح‌الله زم تا پیش از به راه‌انداختن وب‌سایت-کانال تلگرامی «آمَدنیوز»، فرق خاصی با بسیاری از «آقازاده‌»های منتسب به باندهای فرودست رژیم نداشت. پس از به راه‌انداختن کانال هم در مواضع سیاسی اساسی خود تفاوتی چشمگیر با باند موسوم به «اصلاح‌طلب» نشان نداد: از حامیان ریاست‌جمهوری حسن روحانی بود، از رای‌دادن به جانیانی مانند پورمحمدی و فلاحیان و لیست رفسنجانی برای «مجلس خبرگان» حمایت کرد و برای «انتخابات شورای شهر» تهران لیستی منتشر کرد که نام پدرش هم در آن قرار داشت.[۱] او در پاریس با «جمعیت» چند نفرۀ موسوم به «رحمانِ» جماعت «ملی-مذهبی» در ارتباط بود و به گفتۀ حسن فرشتیان در قد و قوارۀ یک «بچه‌ هیاتی» تمام‌عیار ظاهر می‌شد. چند تنی که در سال ۱۳۹۴ با او این سایت-کانال را راه‌انداختند، مانند خود او در بهترین حالت، اتفاقی و مجهول‌الهویه و در یک ارزیابی بدبینانه، «مشکوک» بودند. حتی امروز نیز تقریبا تمامی آن‌ها در مظان اتهام جدی همکاری مستقیم و آگاهانه با رژیم هستند. تنها یکی از آن‌ها به نام سام محمودی سرابی که بعدها این جمع را ترک کرد، از سوابق قابل پیگیری در مطبوعات داخلی و فعالیت‌های سیاسی برخوردار بود؛ او که گرایش‌هایِ به اصطلاح «چپ» از خود نشان می‌داد، از وَردستان هوشنگ ماهرویان بود و چهره‌ای مانند مبارز شهید مصطفی شعاعیان را از زاویه تقابلش با سازمان چریک‌های فدایی خلق و لنینیسم‌ستیزی، به بِرَند تجاری خود در بازار مکارۀ «روزنامه‌های دوم خردادی» تبدیل کرده بود. به رغم تمام هیاهوها و تاریخ‌سازی‌های عجیب و غریب، دوران اوج فعالیت این کانال تلگرامی چند ماه بیشتر به طول نیانجامید که هم‌زمان با رشد التهابات سیاسی و اجتماعی منجر به خیزش دی ماه ۱۳۹۶ بود؛ روند افزایش تعداد اعضاء از مرداد ۱۳۹۶ شروع شد و تا ۹ دی ماه همان سال و بستن کانال توسط تلگرام ادامه پیدا کرد و در بیشترین تعداد به حدود یک میلیون و چهار صد هزار نفر رسید.

«آمد نیوز» را می‌توان رونوشت ناشیانه و کم‌کیفیتی از مکتب «ژورنالیسم رانتی» دوم خردادی محسوب کرد؛ ژورنالیسمی که با اتصال به برخی منابع قدرت و اطلاعات و «افشاگری»های هدفمند تلاش می‌کند تا با نقش‌آفرینی در جدال‌های سطح «بالا»ی رژیم، فضایی برای عرض اندام خود دست و پا کند. علی‌رضا نوری‌زاده به شکل کُمیک و با داستان‌های «سونای زعفرانیه» و اکبر گنجی با اطلاع‌رسانی قطره‌چکانی و مبهم پیرامون «قتل‌های زنجیره‌ای» از نخستین چهره‌های مطرح این نوع ژورنالیسم در ایرانِ دهۀ ۱۳۷۰ بودند.

اما پرسش نخست این است که صرف‌نظر از تفاوت شرایط زمانی، چه عاملی فرجام زم را متفاوت ساخت؟ آیا باید به تَبَعِ مجادلات احمقانۀ جاری یا مزدور مستقیم و آگاه حساب کرد و یا «قهرمان» و «مبارز»ی که به امکانات و فرصت‌هایش پشت پا زد؟

«مزدور» دانستن روح‌الله زم را به معنای پیوند آگاهانۀ او با دستگاه‌های امنیتی ایران گرفتن، تنها از سخافت و سادگی ذهن بسیاری از «صاحب‌نظران» ایرانی خبر می‌دهد. روح‌الله زم مطمئنا یک «مزدور» به معنای «مُخبِر»[۲] نبود اما ویژگی‌های شخصی‌اش یعنی حماقت شگفت‌انگیز و جاه‌طلبی‌های جنون‌آسایش او را به «سوژۀ» بسیار مناسبی برای «به بازی گرفته شدن» تبدیل کرده بود. زم قربانی به شدت ساده‌لوح، بی‌سواد و قابل‌ترحمی بود که فکر می‌کرد «نجوم‌شناسان» (منظورش منجمین و ستاره‌شناسان بود!) رسیدن او به قدرت را پیش‌بینی کرده‌اند، «دومین فرد باهوش جهان» آیندۀ سیاسی درخشانش را تایید کرده است، برای تصمیم‌گیری سیاسی به جادو و جنبل و سحر و جادو و «سَر کتاب» باز کردن و استخاره متوسل می‌شد، تصور می‌کرد آخوند متفرعنی مانند سیستانی حاضر است برای او ماهوارۀ بیست و چهار ساعته راه بیاندازد و برای صعود به مدارج بالای سیاست در ایران لازم است پنج‌شنبه‌ها در خانه شمع آبی و جمعه‌ها شمع صورتی روشن کند و… .[۳]

روح‌الله زم به سرعت تبدیل به سوژه‌ای ایده‌آل برای «بازی موش و گربه» دستگاه‌های امنیتی شد؛ آن‌ها می‌خواستند آمدنیوز را پروار کنند تا یک زمان طلایی با شکار و کشتار آن به اهداف متعددی دست یابند. به همین خاطر از همان آغاز اولا «آدم»های خود را پیرامون او «کاشتند» و سپس با منابع ظاهرا «متعدد» و «معتمد»، تغذیۀ اطلاعاتی او را آغاز کردند و بدین ترتیب روی پروژه «سوار شدند». به نظر می‌رسد دستگاه امنیتی رژیم در این سناریو، سه هدف را تعقیب می‌کرد:

الف) استفاده از تکنیک‌های ساده‌ تبلیغاتی مانند «اطلاعات شویی»[۴] و «طرف سوم»[۵] برای هدایت جریان «افشاگری» بر ضد اهداف مشخصی در داخل خود رژیم و تبدیل آمدنیوز به ابزاری در تسویه حساب باندهای حکومتی. امروز دیگر به راحتی قابل تشخیص است که مهم‌ترین پروژۀ «آمدنیوز» یعنی افشاگری بر علیه صادق لاریجانی، بخشی از پروژۀ تخریب او توسط باند مخالف و به طور مشخص هواداران ابراهیم رییسی به منظور بیرون انداختنش از دایرۀ قدرت و کورس رقابت بر سر رهبری بوده است. چنان‌که پس از دستگیری و انتقال او به ایران تا کنون حتی یک خبر در مورد دستگیری «منابع خبری» او منتشر نشده است.

ب) تخریب چهرۀ تبلیغات و اطلاع‌رسانی‌های مخالفین رژیم از طریق نشر چرندیات، اخبار مجعول، احمقانه و عجیب و غریب که زم و آمدنیوز در آن بسیار دست و دلبازانه عمل می‌کردند: چند بار اعلام مرگ خامنه‌ای، خلق «میرطاهر» به عنوان بدل خامنه‌ای و نشر جعلیات در این مورد، اشاره به کارگذاشتن دستگاهی در دهان «میرطاهر» که صدایش مانند خامنه‌ای شود، فرار مجتبی خامنه‌ای، ده‌ها میلیارد دلار پول در جعبه‌های چوبی در فرودگاه پیام، دیدن چگونگی قتل رفسنجانی توسط خامنه‌ای به صورت زنده، انفجار پلاسکو توسط سپاه پاسداران، همکاری قاسم‌ سلیمانی با آمریکایی‌ها، دادن اطلاعات هسته‌‌ای به آمریکا توسط قاسم سلیمانی و لاریجانی و قالیباف، نقشه کودتای این سه نفر به اتفاق طائب علیه خامنه‌‌ای، خرید ویلاهای آن‌چنانی در کنزینگتون لندن توسط پادشاه عربستان برای لاریجانی‌ها، اخذ پاسپورت انگلیسی و کانادایی توسط لاریجانی‌ها، باران‌زا کردن ابرها توسط سپاه پاسداران که منجر به سیل در کشور می‌شود، تکذیب وقوع زلزله در کرمانشاه و ربط آن به انفجار انبار موشکی سپاه، ایجاد باران سیل‌آسا در تهران توسط سپاه که مردم برای یکسره کردن کار حکومت به خیابان نیایند، نشان دادن یک انبار در کوه و پشت یک تخته سنگ و ادعای وجود صدها هزارتن طلا پشت آن (میزانی بالاتر از کشف طلا در دنیا)، دست‌خط خامنه‌ای به بانک آفریقای جنوبی که صدها میلیارد دلار پول ذخیره‌شده توسط دولت جمهوری اسلامی را به روحانی ندهد، همدستی قاسم سلیمانی و لاریجانی با آمریکایی‌ها در بلوکه‌کردن پول‌های ایران، انتقال میلیارد‌ها دلار پول توسط قالیباف و حلقه نارمک به استرالیا تا پس از کودتا همان پول‌ها را برای رونق اقتصادی به کشور بازگردانند و…

ج) باد کردن و فربه‌ کردن زم به عنوان یک چهرۀ «مخوف»، تاثیرگذار و دارای ارتباطات و اعتبار امنیتی بین‌المللی و سپس ضربه فنی کردن و دستگیری او به عنوان یک مانور قدرت اساسی در جهت ارضای طرفداران و ارعاب مخالفان رژیم مانند ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی و … .

در واقع مسالۀ شخص روح‌الله زم و کانال تلگرامی‌اش پیچیدگی چندانی ندارد اما با قرار دادن نام او در کنار موارد دیگری مانند سید محمد حسینی و «ری‌استارت»، علی عبدالرضایی و «ایرانارشیسم»، مسیح علی‌نژاد و «کمپین چهارشنبه‌ها سفید» و … ، سوالات جدی تری مطرح می‌شود:

چگونه افرادی اتفاقی، اشتباهی و حتی «عوضی» و تازه از راه رسیده با سوابق مشکوک و آلوده و بدون اتکاء به پیشینۀ درخور توجه و «تشکیلات» و … قادر هستند در عرض مدت کوتاهی طومار اپوزیسیونی با داعیۀ سابقۀ «چهل سال مبارزه» و انواع تشکل‌ها و جریان‌ها و شخصیت‌ها را در مدت بسیار کوتاهی در هم بپیچند و آن‌ها را به مجیزگویان و مریدان خود تبدیل کنند؟

چطور روح الله زم قادر می‌شود جمعی از اهالی مشهور رسانه در خارج از کشور را در «شورای هماهنگی» خود گرد آورد و «کمترین پُست» برای خود در آیندۀ ایران را «ریاست صدا و سیما» بداند؟

چگونه یک کانال با یک میلیون عضو و مملوء از جعلیات به یک رسانۀ تاثیرگذار در ایران تبدیل می‌شود؟

چگونه زم می‌تواند دولت فرانسه را قانع کند تا برای او حفاظتی در حد یک رییس دولت تعریف کند و با چند ده محافظ مسلسل به دست به دیدار بنی‌صدر بفرستد؟

پاسخ به این سوالات، ما را به سمت تشخیص ریشه‌های یک حماقت عمومی راهنمایی خواهد کرد که یکی از دلایل اصلی تداوم وضعیت کنونی است و موضوع «جمع‌بندی»های آتی خواهد بود.

  • رژیم در این مستند برای قدرت‌نمایی از برخی طرح‌های پیاده شده روی زم و از طریق او بر کل طیف مخالف‌خوان خارج از کشور پرده‌برداری می‌کند که بسیار قابل تامل است:
https://www.aparat.com/c503d8a4-a8f4-4a3f-bea2-5fdcbd1770f8
  • عکس استفاده‌شده در ابتدای مطلب از سایت‌های وابسته به رژیم برداشته شده است و در جریان راهپیمایی سال گذشتۀ بیست و دوم بهمن تهیه شده است؛ تصویری گویا از قدرت‌نمایی «مقوایی» و نمایشی رژیم با استفاده از دو «آیکون» ساختۀ فضای مجازی: روح‌الله زم و قاسم سلیمانی.

۱ http://www.ensafnews.com/62501/

[۲] informant

[۳] https://www.aparat.com/v/Jfy6R?playlist=189219

[۴] Information laundering

[۵] Third party technique

Comments & Reviews

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*